محیامحیا، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

محیا یعنی تمام زندگی

محیا در داران

سلام سه شنبه 27 دی رفتیم داران همراه با خاله و مهرناز با اتوبوس دایی عبدالحسین  فوت کرده بود از طرفی هم سالروز فوت عبدالله پسر خواهرم بود عبدالله 24 سالش بود خدا رحمتش کنه .الکی الکی از دنیا رفت همیشه در قلب مایی عبدالله هرگز فراموشت نخواهیم کرد . مادرم هم ازکربلا برگشته بود. توی این چند روز ما توی مراسم ختم و عزا بودیم ولی محیا حسابی با بچه های فامیل بازی کرد و خوش گذروند  شعرشهریار به ذهنم رسید که :  بیز خوشودوخ خیرات اولسون توی اولسون : ما خوش بودیم که خیرات و عروسی باشه.  فرق ائله مز هر نولوجاخ گوی اولسون : فرقی نمی کنه هر اتفاقی میخواد بیفته. هر وقت قبل از این میرفتیم د...
5 بهمن 1390

بدون عنوان

سلام بعضی همکارای من میگفتند خوش بحالت که وقت داری و برای محیا وبلاک درست میکنی و هر روز سر میزنی و وبلاکش رو بروز میکنی ما که اصلا فرصت نمی کنیم و وقت نداریم اولا خدارو هزاران مرتبه شکر که من هم وقت میکنم هم فرصت دوما هیچ کاری واجب تر و مهمتر از محیا برای من وجود ندارد من همه کارها رو تعطیل میکنم تا به محیا برسم اصلا من کار میکنم بخاطر محیا وآینده محیا کاری که باعث بشه من از محیا غافل بشم هیچ بدردم نمیخوره اول محیا،  بعد مسائل دیگه من معمولا اولین کسی هستم که محیا رو از مهد میگیرم اون وقتی که محیا رو تازه آورده بودم مهد بیشتر اوقات توی مهد بودم یادمه یک بار آقای شریفی مدیر اداری مان به من گفت :من نمی گم ها دا...
26 دی 1390

خاطرات مشهد

سلام این چند روز که مشهد بودیم خیلی خوش گذشت همه اش توی حرم بودیم از طرف همه زیارت کردیم ان شاالله قسمت همه زیارت و مسافرت وهر چه خوشی و خوبی هست باشه رفتنی با ماشین خودمون رفتیم و تقریبا همه جاهای دیدنی مشهد رو هم رفتیم ابتدا سر راهمون که نیشابور بود رفتیم آرامگاه خیام،عطار و کمال الملک و ... روزهای بعدباغ وحش مشهد و توس و... وبیشتر سعی میکردیم بریم حرم و زیارت امام رضا محیا هم یاد گرفته بود تا وارد میشدیم میگفت:السلام علیک یا امام رضا خیلی دوستت دارم البته این چهارمین سفر محیا به مشهد بود. یکبار هم قسمت شد رفتیم رستوران امام رضا ناهار خوردیم برگشتنی هم با هواپیما برگشتیم و محیا اولین بارش بود که سوار هواپیما میشد....
25 دی 1390

17/10/90

سلام پنجشنبه محیا رو بردم آرایشگاه موهاشو مرتب کرد امروز هم رفتم مهد چند تا عکس از بچه ها گرفتم البته این عکس رو چهارشنبه گرفتم  قبل از آرایشگاه این هم ملیسا خانمه   ...
17 دی 1390